پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد

آن یار نیست کش یار از یاد رفته باشد

با آنکه کشت خود را، از عشق خسرو، اما

مشکل ز یاد شیرین، فرهاد رفته باشد

ذوق اسیری آن مرغ داند که از پی صید

روزی بآشیانش، صیاد رفته باشد

تا کی جفا، ز روزی اندیشه کن که ما را

تا آسمان ز جورت فریاد رفته باشد

صیاد مهربانی، آذر گمان نبردم

کآنجا که صیدش از پا افتاد، رفته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  2. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  3. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  4. شمارهٔ ۷۳شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
  5. شمارهٔ ۷۴پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
  6. شمارهٔ ۷۵صید کنان میروی، ای صنم صید بند
  7. شمارهٔ ۷۶مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
  8. شمارهٔ ۷۷نخست کاش در خانقاه می بستند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.