پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

چو رویت، لاله ی رنگین نباشد

چو مویت، نافه یی در چین نباشد

مهی و، مه باین پرتو ندیدم؛

شهی و، شه باین تمکین نباشد!

غزالی کو چرد در خاک کویت

عجب گر ناف او مشکین نباشد؟!

به مسکینان گرت بخشایشی هست

بمسکینی من، مسکین نباشد!

شکر چون از لب شیرین فشانی

دل خسرو، سوی شیرین نباشد!

مسلمانی، در ایام تو کافر

ندیدم کش خلل در دین نباشد

چرا با دشمنانت مهربانی است

اگر با دوستانت کین نباشد؟!

شب مرگم، چو در بالین تو باشی

مرا گو شمع بر بالین نباشد

دعایت چون کند آذر، کسی نیست

که او را بر زبان آمین نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  2. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  3. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  4. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  5. شمارهٔ ۷۳شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
  6. شمارهٔ ۷۴پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
  7. شمارهٔ ۷۵صید کنان میروی، ای صنم صید بند
  8. شمارهٔ ۷۶مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.