پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

ما را دگری جز سگ او یار نباشد

او را اگر از یاری ما عار نباشد

چندان ستمم از تو خوش آید که چو پرسند

از ضعف مرا قوت گفتار نباشد

میلت به پرستاری کس نیست، وگرنه

کس نیست که از درد تو بیمار نباشد

فریاد، که در کوی تو از اهل وفا نیست

یک نامه که در رخنه ی دیوار نباشد

صیاد مرا، دل نکشد جانب گلشن؛

تا ناله ی مرغان گرفتار نباشد

کارم شده، احوال من از غیر چه پرسی؟!

بگذار بمیرم، بمنت کار نباشد

تا چند کنی شکوه ز بیطاقتی آذر؟!

خاموش، که همسایه، در آزار نباشد؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  2. شمارهٔ ۶۸خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
  3. شمارهٔ ۶۹یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  4. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  5. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  6. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  7. شمارهٔ ۷۳شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
  8. شمارهٔ ۷۴پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.