پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛

همچو من کشته، ز کوی تو بسی برخیزد

نکند در دل اثر، نغمهٔ مرغان چمن

ناله‌ای کاش ز مرغ قفسی برخیزد

وا نشد از نفس صبح دلم، کی باشد

کآهی از سینهٔ صاحب نفسی برخیزد

محملش بینم و نالم که ز نالیدن من

نشنود غیر چو بانگ جرسی برخیزد

گریه ی ماه من، از آه ضعیفان چه عجب؟!

آورد گریه چو دودی ز خسی برخیزد

نکنم گوش بافسانه، بود تا روزی

کز دف آوازی و از نی نفسی برخیزد

سرمه ی دیده ی خونبار من آذر گردی است

که ز خاک ره گلگون فرسی برخیزد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  2. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  3. شمارهٔ ۶۸خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
  4. شمارهٔ ۶۹یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  5. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  6. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  7. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  8. شمارهٔ ۷۳شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.