پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

دایه، کِت در مهد زر ای سیم‌تن می‌پرورد

دشمن جانی برای جان من می‌پرورد

دلبری دارم که باشد تلخ‌کامی قسمتم

زان حلاوت‌ها که در کنج دهن می‌پرورد

مهرپرور یوسفی دارم، که در کنعان حسن

یوسفی، هر روز در چاه ذقن می‌پرورد

آن شه ترکان که دارد قد چو سرو و تن چو گل

سرو در خفتان و، گل در پیرهن می‌پرورد!

آسمانم گر کند هم بزم جانان، دور نیست

خار و گل را باغبان در یک چمن می‌پرورد

بی‌تَذَرْو و بلبل است این باغ، کاین دهقان پیر

سرو و گل بهر دل زاغ و زغن می‌پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛
  2. شمارهٔ ۶۵ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  3. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  4. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  5. شمارهٔ ۶۸خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
  6. شمارهٔ ۶۹یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  7. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  8. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.