پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد

وقت جان دادن نزد حرفی، نگاهی هم نکرد

آنچه کردی، با چو من درویش، از جور ای پسر

راست گویم، با گدایی پادشاهی هم نکرد

آنکه یک دم نیستم غافل ز یادش، دمبدم

گر نکرد او یاد من، سهل است، گاهی هم نکرد

تا رخ خود را بکس ننماید آن ماه تمام

بر نیامد شب ببامی، سیر ماهی هم نکرد!

بسکه بیخود در تمام عمر بود آذر ز عشق

سر نزد از وی ثوابی و گناهی هم نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳یارم ز وفا چو دست گیرد
  2. شمارهٔ ۶۴روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛
  3. شمارهٔ ۶۵ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  4. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  5. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  6. شمارهٔ ۶۸خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
  7. شمارهٔ ۶۹یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  8. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.