پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

قاصد، از ننگ زمن نامه بجایی نبرد

ور برد، نام چو من بیسر و پایی نبرد!

حال آن بنده چه باشد، که چو آزاد شود

جز در خواجه ی خود، راه بجایی نبرد

غیر افتد بگمان، کز پی دلجویی اوست؛

چو بجورم کشد و نام خطائی نبرد

نام من برد، ندانم ز غضب یا کرم است؟!

ز آنکه شاهی بعبث نام گدایی نبرد!

میرود از همه کس قاصد و من میگویم

که: پیامی ز منش غیر دعایی نبرد

نبرم از تو شکایت بکسی جز تو، که دوست

گله ی دوست بجز دوست بجایی نبرد

غیر آذر، که ز غم مرد و ازو شکوه نکرد

دگر آن به که کسی نام وفائی نبرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  2. شمارهٔ ۶۱کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
  3. شمارهٔ ۶۲دایه، کِت در مهد زر ای سیم‌تن می‌پرورد
  4. شمارهٔ ۶۳یارم ز وفا چو دست گیرد
  5. شمارهٔ ۶۴روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛
  6. شمارهٔ ۶۵ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  7. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  8. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.