پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!

زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!

ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش؛

ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد!

آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را

خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد

شادم از باد صبا، گر با سگان آستان

عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد

حلقه حلقه کرده یی مشکین کمند زلف را

تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد

دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد

آن قدر فرصت، که بر بلبل بهاری بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
  2. شمارهٔ ۶۲دایه، کِت در مهد زر ای سیم‌تن می‌پرورد
  3. شمارهٔ ۶۳یارم ز وفا چو دست گیرد
  4. شمارهٔ ۶۴روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛
  5. شمارهٔ ۶۵ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  6. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  7. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  8. شمارهٔ ۶۸خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.