پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

حیات جاودان بخشد بعاشق لعل خندانت

بود سرچشمه ی آب بقا چاک زنخدانت

نباشی گر تو شمع تربت ما نیست دلسوزی؛

که افروزد چراغی بر سر خاک شهیدانت!

نمیدانی چرا شد چاک تا دامن گریبانم؟!

مگر روزی بدست چون خودی افتد گریبانت!

از آن هر دم بچاک سینه ی اهل وفا خندی

که تا ریزد نمک بر زخم دل‌ها از نمکدانت

بحشر از کشتن آذر، مکن انکار میترسم

خجل گردی چو بیرون آورد از سینه پیکانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
  2. شمارهٔ ۴۹من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
  3. شمارهٔ ۵۰نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
  4. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
  5. شمارهٔ ۵۲گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
  6. شمارهٔ ۵۳دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
  7. شمارهٔ ۵۴عاشقم و، عشق من زوال ندارد
  8. شمارهٔ ۵۵پیش عذار تو، مه جمال ندارد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.