پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت

کنم فدای کسی جان، که کرده جان به فدایت

برآ، برای خدا، همچو مه به بام و نظر کن

ببین چگونه مرا می‌کشند زار برایت؟!

نشسته گرد ملالم به چهره بی‌تو و، ترسم

گمان برند که رخ سوده‌ام به خاک سرایت!

مکن حذر کسی، گرچه از غرور جوانی

تو غافلی ز خدا، من سپرده‌ام به خدایت

دل است جای تو و، بیدلان به دیر و حرم بین

تو در کجایی و جویند غافلان ز کجایت؟!

خوشم که مردم از اهل وفا، جفای تو باور

نمی‌کنند، که از من شنیده‌اند وفایت

دوای درد ز مردن تو را، و من متحیر

که چیست درد تو آذر که مردن است دوایت؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
  2. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
  3. شمارهٔ ۵۲گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
  4. شمارهٔ ۵۳دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
  5. شمارهٔ ۵۴عاشقم و، عشق من زوال ندارد
  6. شمارهٔ ۵۵پیش عذار تو، مه جمال ندارد
  7. شمارهٔ ۵۶دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛
  8. شمارهٔ ۵۷ز دشمنی بمنت، روزگار نگذارد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.