پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد

بدام ماندم و از آشیان نکردم یاد!

گرم نه دست وفا پای بست کرده چرا

پرم نبسته کسی و نمیشوم آزاد؟!

اسیر دامم و، خلقی ز ناله ام نالان؛

نداشت در چمننم هرگز این اثر فریاد!

اگر چه گشت خراب آشیان کاسیر شدم

ولی شد از نفس دلکشم قفس آباد!

نه گل بشاخ و، نه بلبل در آشیان افسوس

که خاد با زغن افگنده عیش را بنیاد

خوش آنکه باد صبا، آتش گل افروزد؛

که آب دیده ی من، خاک باغ داد بباد

ولی بکنج قفس مانده من، چو آید گل

نوید آمدن او بمن که خواهد داد؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
  2. شمارهٔ ۵۴عاشقم و، عشق من زوال ندارد
  3. شمارهٔ ۵۵پیش عذار تو، مه جمال ندارد
  4. شمارهٔ ۵۶دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛
  5. شمارهٔ ۵۷ز دشمنی بمنت، روزگار نگذارد
  6. شمارهٔ ۵۸قاصد، از ننگ زمن نامه بجایی نبرد
  7. شمارهٔ ۵۹گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
  8. شمارهٔ ۶۰چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.