پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت

وز قصد من، نهانی، دل با تو در حکایت

از دست مانده فردی، گفتا ز عشق دردی

خوشتر نه کاش کردی از دل بدل سرایت

بر درد عشق جوییم درمان ز هم من و دل

چون گمرهان که جویند از یکدگر هدایت

غافل چنین نباید از بنده خواجه شاید

بر تو غرامت آید، گر من کنم جنایت

لطف تو را که عام است، آرام دل گواه است

آری ز عدل شاه است آبادی ولایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
  2. شمارهٔ ۵۲گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
  3. شمارهٔ ۵۳دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
  4. شمارهٔ ۵۴عاشقم و، عشق من زوال ندارد
  5. شمارهٔ ۵۵پیش عذار تو، مه جمال ندارد
  6. شمارهٔ ۵۶دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛
  7. شمارهٔ ۵۷ز دشمنی بمنت، روزگار نگذارد
  8. شمارهٔ ۵۸قاصد، از ننگ زمن نامه بجایی نبرد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.