پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

گیرم بعجز دامنت و جان سپارمت

شاید که گامی از پی نعش خود آرمت

گر کشته رشکم، امشب از آن کو نمی روم

کز دل نیایدم برقیبان گذارمت

هر حرف گفتمت، ز رقیبان شنفتم آه؛

نامحرمی و، محرم خود میشمارمت!

تیغم زنی و، دم نزنم؛ آه چون کنم؟!

دانم که دشمن منی و دوست دارمت!

آذر ز حیله یار بدل بردن آمده است

امشب بپاسبانی دل می گمارمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست شکایت
  2. شمارهٔ ۴۸نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
  3. شمارهٔ ۴۹من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
  4. شمارهٔ ۵۰نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
  5. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
  6. شمارهٔ ۵۲گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
  7. شمارهٔ ۵۳دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
  8. شمارهٔ ۵۴عاشقم و، عشق من زوال ندارد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.