پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

هر مرغ که میپرد ز بامت

گویم، بمن آورد پیامت!

خونم، که چو آب شد حلالت؛

گر با دگران خوری حرامت!

مپسند ستمگران بمحشر

خندند بزخم ناتمامت

خوش دانه بحیله میفشانی

از صید مگر تهی است دامت؟!

تو خواه ببخش و، خواه بفروش؛

زین کوی نمیرود غلامت!

ای دوست! مریز خون دشمن

کز دوست کشند انتقامت

شکر از آذر، شکایت از غیر؛

تا زین دو خوش آید از کدامت؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ز آن سویش ای نسیم صبا می‌فرستمت
  2. شمارهٔ ۴۵گیرم بعجز دامنت و جان سپارمت
  3. شمارهٔ ۴۶حیات جاودان بخشد بعاشق لعل خندانت
  4. شمارهٔ ۴۷کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست شکایت
  5. شمارهٔ ۴۸نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
  6. شمارهٔ ۴۹من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
  7. شمارهٔ ۵۰نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
  8. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.