پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲

دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما را

گر بیتو زنده ماندیم، معذور دار ما را

من بیگناهم، اول جرمی بگو و آنگه

خونم بریز؛ کآخر عذری بود جفا را

یک آشنا ندیدم، کز راه آشنایی

با آشنا بگوید، احوال آشنا را

چون محرمان درگاه، مستند و لا ابالی

با پادشه که گوید ظلمی که شد گدا را

دردی که با تو دارم، با هیچ کس نگویم؛

ترسم که روز محشر، گویند ماجرا را

کردم دعا بجانش، رفتم ز آستانش ؛

کس بود این گمانش، کاین است اثر دعا را؟!

گویند: بنده کشتن، بر پادشه شگون نیست؛

بگذر ز خون آذر، ای سنگدل خدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را
  2. شمارهٔ ۵مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟
  3. شمارهٔ ۶درد دل گویم و، بر طبع گران است تو را
  4. شمارهٔ ۷کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟
  5. شمارهٔ ۸دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را
  6. شمارهٔ ۹هر گل که دمیده از گل ما
  7. شمارهٔ ۱۰رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛
  8. شمارهٔ ۱۱تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربان‌ها؟
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.