پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶

درد دل گویم و، بر طبع گران است تو را

چه کنم؟! گوش به حرف دگران است تو را!

مکن انکار دلم این همه، انگار که رفت؛

وز پیش دیده به حسرت نگران است تو را!

غیر می‌خواهدم از کوی تو آواره کند

وای بر حالم اگر میل بر آن است تو را

گر شبی با من غمگین گذرانی، چه شود؟!

ای که ایام به شادی گذران است تو را!

آذری را که کنون از نظر انداخته‌ای

یکی از جملهٔ خونین‌جگران است تو را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را
  2. شمارهٔ ۹هر گل که دمیده از گل ما
  3. شمارهٔ ۱۰رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛
  4. شمارهٔ ۱۱تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربان‌ها؟
  5. شمارهٔ ۱۲زمام ناقه گرفته است ساربان تنها
  6. شمارهٔ ۱۳سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛
  7. شمارهٔ ۱۴از آن لب شکوه‌ام بسیار و، هر شب
  8. شمارهٔ ۱۵آمد سحر به پرسش من یار با رقیب
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.