پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۵

مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟

من ندیدم گر تو را، شادم که تو دیدی مرا

خون خود بخشیدمت، کز رشک وقت کشتنم؛

غیر چون کرد التماس من، نبخشیدی مرا

امشب و امروز، کز روی تو چشمم روشن است

در نظر ناید دگر ماهی و خورشیدی مرا

گفت: فردا ریزمت خون، هست فردا ای رقیب؛

روز نوروزی تو را، امشب شب عیدی مرا!

خسته بودم از غم، اکنون خسته تر گشتم ز رشک؛

چون تو از اغیار حال خسته پرسیدی مرا!

ناامیدی بین، که غیر امیدواریهای خود

گفت چندان، کز تو اکنون نیست امیدی مرا

بود از آب دیده ام راز دل آذر آشکار

آه اگر امروز در کویش کسی دیدی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟
  2. شمارهٔ ۸دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را
  3. شمارهٔ ۹هر گل که دمیده از گل ما
  4. شمارهٔ ۱۰رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛
  5. شمارهٔ ۱۱تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربان‌ها؟
  6. شمارهٔ ۱۲زمام ناقه گرفته است ساربان تنها
  7. شمارهٔ ۱۳سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛
  8. شمارهٔ ۱۴از آن لب شکوه‌ام بسیار و، هر شب
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.