پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۳

روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را؛

ز آن روز نشد مایل دل سوی کسی ما را

گویند که: فردا شب باشد شب عید، اما

امشب بگمان افگند، ابروی کسی ما را!

دانی که چه می بینم از دیدن غیر آنجا

جز کوی خود ار بینی در کوی کسی ما را

ترسم بزبان آید، بیخود گله یی از تو؛

در مجلس خود منشان، پهلوی کسی ما را!

تا باغ همی رفتم، هر روز ببوی گل

گم شد در باغ امروز، از بوی کسی ما را!

خوش آنکه از آن چوگان، بینند که در میدان؛

هر سو شده سر غلطان، چون گوی کسی ما را

چون صید حرم بودم، آزاد زهر قیدی؛

دردام کشید آذر گیسوی کسی ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟
  2. شمارهٔ ۶درد دل گویم و، بر طبع گران است تو را
  3. شمارهٔ ۷کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟
  4. شمارهٔ ۸دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را
  5. شمارهٔ ۹هر گل که دمیده از گل ما
  6. شمارهٔ ۱۰رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛
  7. شمارهٔ ۱۱تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربان‌ها؟
  8. شمارهٔ ۱۲زمام ناقه گرفته است ساربان تنها
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.