پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛

تا جان ندهی، فایده ی درد ندان ی

تا جان نرسد بر لبت، از حسرت پیغام

آن مژده که قاصد بمن آورد ندانی

تا صاحب محمل، دلت ازکفر نرباید

بیتابی مجنون ز پی گرد ندانی

تا سنگدلی، بر سر خاکت ننشیند

صبری که دلم در غم او کرد ندانی

گفتی که: کنی چاره ی درد دل آذر

افسوس که خاصیت این درد ندانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸تو را که گفت : رخ از دوستان بگردانی؟!
  2. شمارهٔ ۱۹۹یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟!
  3. شمارهٔ ۲۰۰به یک ایما، همان که می‌دانی
  4. شمارهٔ ۲۰۱ای به سیما، همان که می‌دانی؛
  5. شمارهٔ ۲۰۲کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!
  6. شمارهٔ ۲۰۳پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی؛
  7. شمارهٔ ۲۰۴کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
  8. شمارهٔ ۲۰۵دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگویی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.