پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

بیچاره بلبلی، که نبیند رخ گلی

مسکین گلی، که نشنود آواز بلبلی

گستاخی رقیب، اثر التفات توست

بر خود زبان خلق ببند از تغافلی

ماهی و، چون لبت، نشکفته است غنچه‌ای؛

سروی و، چون خطت، ندمیده است سنبلی

غافل مشو، ز حال گدایان کوی عشق؛

تا هست از متاع خجالت تجملی

تا کار ما و سنگدل ما کجا رسد؟!

او را ترحمی نه و ما را تحملی!

یا رب چه گفت غیر، که از بهر کشتنم

خنجر به کف گرفته و داری تأملی؟!

ای گل شکفته باش، که چون آذر از غمت

در بوستان عشق، ننالیده بلبلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی
  2. شمارهٔ ۱۹۵ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی
  3. شمارهٔ ۱۹۶تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛
  4. شمارهٔ ۱۹۷بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
  5. شمارهٔ ۱۹۸تو را که گفت : رخ از دوستان بگردانی؟!
  6. شمارهٔ ۱۹۹یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟!
  7. شمارهٔ ۲۰۰به یک ایما، همان که می‌دانی
  8. شمارهٔ ۲۰۱ای به سیما، همان که می‌دانی؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.