پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

فرخنده تر از مرغ بهشت است حمامی

کآرد بمن از یار سفر کرده پیامی

ما را به نگاهی بخر از ما، که درین شهر

ارزان تر ازینت نفروشند غلامی

زنهار، بخلوت ندهی راه صبا را

ترسم که رساند ز تو بویی بمشامی

در دام برم رشک بدان صید که صیاد

در خون کشدش تا دهد آرایش دامی

دردی کش میخانه، اگر جان بسپارد؛

غم نیست، که ساقی کندش زنده بجامی

دل میطپدم از نفس صبح همانا

کآورده نسیم سحر، از دوست پیامی

آید بتنم جان و رود هر نفس آذر

ز آمد شد آهو روشی، کبک خرامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی
  2. شمارهٔ ۱۹۶تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛
  3. شمارهٔ ۱۹۷بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
  4. شمارهٔ ۱۹۸تو را که گفت : رخ از دوستان بگردانی؟!
  5. شمارهٔ ۱۹۹یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟!
  6. شمارهٔ ۲۰۰به یک ایما، همان که می‌دانی
  7. شمارهٔ ۲۰۱ای به سیما، همان که می‌دانی؛
  8. شمارهٔ ۲۰۲کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.