پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی

سروی اگر به باغی، ماهی اگر به بامی

دم نزند به جایی، بیند اگر خطایی

خسروی از گدایی، خواجه‌ای از غلامی

کسوت فقر ازین پس خوش بودم، نه اطلس

می‌دهم ار دهد کس، جامهٔ جم به جامی

گرد لب نگاری، خط نه پی شکاری

بر لب چشمه‌ساری، حُسن فگنده دامی

آذر دلشکسته، بر سر ره نشسته؛

بلکه دهد خجسته پیکی ازو پیامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛
  2. شمارهٔ ۱۹۷بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
  3. شمارهٔ ۱۹۸تو را که گفت : رخ از دوستان بگردانی؟!
  4. شمارهٔ ۱۹۹یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟!
  5. شمارهٔ ۲۰۰به یک ایما، همان که می‌دانی
  6. شمارهٔ ۲۰۱ای به سیما، همان که می‌دانی؛
  7. شمارهٔ ۲۰۲کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!
  8. شمارهٔ ۲۰۳پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.