پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

دل ز یار کهن، مگر کندی

که بیاران تازه خرسندی؟!

آه، ای نخل سرکش از جورت

کآشیان مرا پراکندی

رشته ی جان ما گسست دریغ

که بزلف تو داشت پیوندی

بیتو یعقوبم، آگهی از حال

داشت، گرداشت چون تو فرزندی!

بنوازم، چه باشد ار بیند

بنده یی لطفی از خداوندی

بتلافی گریه ی تلخم

داشت در زیر لب شکرخندی

غیر را سوختی ازین غیرت

که بجان من، آتش افگندی!

مرد آذر ز هجر و از مرگش

نتوان یافت جز تو خرسندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!
  2. شمارهٔ ۱۸۸به گاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
  3. شمارهٔ ۱۸۹فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
  4. شمارهٔ ۱۹۰وقتی بغمم رسیده باشی
  5. شمارهٔ ۱۹۱خوش آنکه بسر رسیده باشی
  6. شمارهٔ ۱۹۲بیچاره بلبلی، که نبیند رخ گلی
  7. شمارهٔ ۱۹۳فرخنده تر از مرغ بهشت است حمامی
  8. شمارهٔ ۱۹۴هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.