پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!

ز فکر بیدلانت، خاطر آزاد است پنداری

چنان ترسیده چشمم از گرفتاری درین گلشن

که شاخ گل بچشم دست صیاد است پنداری

نشد از خنده ی خسرو، تسلی خاطر شیرین؛

هنوزش گوش بر فریاد فرهاد است پنداری

بباغم زد شب آتش در دل، آن مرغی که مینالید

گذارش پیش ازین در دامی افتاده است پنداری

پس از عمری که یادم کرد، از حالم نمی پرسد؛

هنوزش گفتگوی غیر، در یاد است پنداری!

مرا قاصد چو دید، از نامه اش در گریه، شد خندان

ز بانی نیز پیغامی فرستاده است پنداری

ز ذکر صوفیان، نگرفت رونق خانقاه آذر!

خرابات از خرابی تو، آباد است پنداری!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
  2. شمارهٔ ۱۹۰وقتی بغمم رسیده باشی
  3. شمارهٔ ۱۹۱خوش آنکه بسر رسیده باشی
  4. شمارهٔ ۱۹۲بیچاره بلبلی، که نبیند رخ گلی
  5. شمارهٔ ۱۹۳فرخنده تر از مرغ بهشت است حمامی
  6. شمارهٔ ۱۹۴هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی
  7. شمارهٔ ۱۹۵ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی
  8. شمارهٔ ۱۹۶تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.