پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

به گاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی

به سر غلتم، چو بنشینی، ز پا افتم چو برخیزی

کنم اظهار رنجوری، بهر کس میرسم؛ شاید

نگیرد دامنت کس، گر تو روزی خون من ریزی

تو وقتی حال من دانی، که چون من بر سر راهی

بامیدی نشینی صبح و شب نومید برخیزی

شنیدم، رحم بر اغیار آوردی، از آن ترسم

که چون بینی مرا، از کشتن منهم بپرهیزی

مگو با مدعی حرفی که گویم با تو پنهانی

چرا باید که چون بینی مرا از شرم بگریزی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰وقتی بغمم رسیده باشی
  2. شمارهٔ ۱۹۱خوش آنکه بسر رسیده باشی
  3. شمارهٔ ۱۹۲بیچاره بلبلی، که نبیند رخ گلی
  4. شمارهٔ ۱۹۳فرخنده تر از مرغ بهشت است حمامی
  5. شمارهٔ ۱۹۴هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی
  6. شمارهٔ ۱۹۵ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی
  7. شمارهٔ ۱۹۶تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛
  8. شمارهٔ ۱۹۷بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.