پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده

طاووس رنگین بال بین، افسونگر مار آمده

در دیر شد رقصان صنم، یا میچمد صید حرم؟!

یا در گلستان ارم، سروی برفتار آمده؟!

چون رخ ز می رخشان کند، خورشید و مه پنهان کند؛

سودا که با اخوان کند یوسف ببازار آمده؟!

چون دیدمش با تیغ کین، بر پای او سودم جبین؛

گفتا که: آذر را ببین، از جان چه بیزار آمده؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸جان اسیران سوختی، از کس برآمد دود؟ نه!
  2. شمارهٔ ۱۷۹نهی چو نام سگ خود، به من مرا طلبی
  3. شمارهٔ ۱۸۰روز و شب، از رخ رخشندهٔ شاه عجبی
  4. شمارهٔ ۱۸۱مرا بجرم وفای من از جفا کشتی
  5. شمارهٔ ۱۸۲ای باد بامدادی، میآیی از چه وادی؟!
  6. شمارهٔ ۱۸۳غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛
  7. شمارهٔ ۱۸۴از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی
  8. شمارهٔ ۱۸۵دل ز یار کهن، مگر کندی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.