پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

ای که به خون من شدت، ساعد نازنین فرو

دست فشان، که ریزدت خونم از آستین فرو

برده لبت ز شهد و مل، تلخی کام جزو و کل:

تا ز تبسمت به گل می‌چکد انگبین فرو

شکر خط سیاه را، منع مکن نگاه را؛

تا نگرفته ماه را، هالهٔ عنبرین فرو

هر که شبی به خوابگه، دید عیان رخت چو مه

گفت که: ماه چارده آمده بر زمین فرو!

ماه مرا، به طرف رو سر زده خط مشک‌بو؛

یا نه ز چین زلف او، ریخته مشک چین فرو؟!

چون گذرد به اضطراب، از پی او به صد شتاب؛

افتم و گیرمش رکاب، آورمش ز زین فرو

شب شده غیر هم برت، داده به دست ساغرت

روز ز شرم آذرت، خون چکد از جبین فرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱بوی گل آورد باد، باده ی گلرنگ کو؟!
  2. شمارهٔ ۱۷۲نهم چون از غمت شب بر زمین ای شخ کمان پهلو
  3. شمارهٔ ۱۷۳کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه
  4. شمارهٔ ۱۷۴هر کسی یار کسی، تو از من دلباخته گل
  5. شمارهٔ ۱۷۵بدو زلف تو که یکسر دل مبتلا نشسته
  6. شمارهٔ ۱۷۶از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
  7. شمارهٔ ۱۷۷شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
  8. شمارهٔ ۱۷۸جان اسیران سوختی، از کس برآمد دود؟ نه!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.