پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

شد از دو چشم توام، چشم خون‌فشان هر دو؛

چه کرده‌اند، به این هر دو بنگر آن هر دو!

دو چشم نه، دو ز بابل رسیده سحرورند؛

که باشد از فن هاروتشان نشان هر دو!

دو چشم نه، دو نکو نرگس گلستانند؛

که گشته در چمن دل نگاهبان هر دو!

دو چشم نه، دو بلا جاودان خونخوارند؛

که خورده خون کسان، گشته ناتوان هر دو!

دو چشم نه، دو عجب سحر پیشه غمازند

که کرده جان بتن سامری روان هر دو!

دو چشم نه، دو سیه مست ترک بیرحم اند؛

که بسته خنجر خونریز بر میان هر دو!

دو چشم نه، دو جفاپیشه دزد طرارند

که میبرند نهان دل ز مردمان هر دو!

دو چشم نه، دو نظر باز رند عیارند؛

که می کنند بسی فتنه ها عیان هر دو!

دو چشم نه، دو سخن ساز طفل خاموشند؛

که میزنند بسی حرف و بی زبان هر دو!

دو چشم نه، دو غزال سفید دل سیهند؛

که میچرند ز شوخی بگلستان هر دو!

دو چشم نه، دو حریفند صید کش، آذر

که کشته صید حرم را در آشیان هر دو!

ز گیسوان مسلسل بدست هر دو کمند

ز ابروان مقدس، به کف کمان هر دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰بر سر ره نشسته ام، قاصد کوی یار کو؟!
  2. شمارهٔ ۱۷۱بوی گل آورد باد، باده ی گلرنگ کو؟!
  3. شمارهٔ ۱۷۲نهم چون از غمت شب بر زمین ای شخ کمان پهلو
  4. شمارهٔ ۱۷۳کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه
  5. شمارهٔ ۱۷۴هر کسی یار کسی، تو از من دلباخته گل
  6. شمارهٔ ۱۷۵بدو زلف تو که یکسر دل مبتلا نشسته
  7. شمارهٔ ۱۷۶از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
  8. شمارهٔ ۱۷۷شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.