پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی

امیر شاهی

غزلیات

۱۸۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ من ار پیش یار آبرویی ندارم
  3. شمارهٔ ۱۲۳ هر زمان از بی‌خودی خواهم که آن رو بنگرم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ هر شب از مستی به سوی خانه ره گم می‌کنم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ - استقبال از سلمان ساوجی با تو عمری شد که لاف دوستداری می‌زنم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ تو شهریار جهان، ما غریب شهر توایم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ ما دل به چین زلف دلارام بسته‌ایم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
  17. شمارهٔ ۱۳۷ جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ما را غمی است از تو که گفتن نمی‌توان
  19. شمارهٔ ۱۳۹ مرا چشمی است از لعل تو در خون جگر پنهان
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
  21. شمارهٔ ۱۴۱ چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفه «کن »
  22. شمارهٔ ۱۴۲ تا خط تو برطرف مه آورد شبیخون
  23. شمارهٔ ۱۴۳ بر طرف مهت غالیه خم به خم است این
  24. شمارهٔ ۱۴۴ باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنین
  25. شمارهٔ ۱۴۵ ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او
  26. شمارهٔ ۱۴۶ عیسی دم است یار و دلم ناتوان از او
  27. شمارهٔ ۱۴۷ ای غنچه را خون در جگر، از لعل رنگ‌آمیز تو
  28. شمارهٔ ۱۴۸ ای در درون خسته نشان خدنگ تو
  29. شمارهٔ ۱۴۹ رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو
  30. شمارهٔ ۱۵۰ ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
  31. شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندی زهی از خطت نرخ عنبر شکسته
  32. شمارهٔ ۱۵۲ منم با درد همزانو نشسته
  33. شمارهٔ ۱۵۳ مائیم و دلی ز دست رفته
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ساقیا، لطفی بکن جامی بده
  35. شمارهٔ ۱۵۵ من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
  36. شمارهٔ ۱۵۶ زهی عشقت آتش بجان در زده
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
  38. شمارهٔ ۱۵۸ - استقبال از سعدی ای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
  39. شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندی ای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
  40. شمارهٔ ۱۶۰ تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره
  41. شمارهٔ ۱۶۱ عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی
  42. شمارهٔ ۱۶۲ تا گشودی دو زلف عنبرسای
  43. شمارهٔ ۱۶۳ ای که با طرّه پرچین و شکست آمده‌ای
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانه‌ای
  45. شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدی زهی روی تو روشن آفتابی
  46. شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندی تا دل به غم عشق گرفتار نیابی
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دلا تا ذوق هجران در نیابی
  48. شمارهٔ ۱۶۸ ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی
  49. شمارهٔ ۱۶۹ دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
  50. شمارهٔ ۱۷۰ اگر زلف تو خم در خم نبودی
  51. شمارهٔ ۱۷۱ لب شیرین شکرخند داری
  52. شمارهٔ ۱۷۲ دلا از مردمی بویی نداری
  53. شمارهٔ ۱۷۳ با اهل وفا ز هر چه داری
  54. شمارهٔ ۱۷۴ مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
  55. شمارهٔ ۱۷۵ دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟
  56. شمارهٔ ۱۷۶ از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون می‌کشی
  57. شمارهٔ ۱۷۷ مرا دلی است بدان زلف تابدار یکی
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی
  59. شمارهٔ ۱۷۹ مرا اگر چه ببینی و رو بگردانی
  60. شمارهٔ ۱۸۰ ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی

متن اشعار به نقل از گنجور.