پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندی

تا دل به غم عشق گرفتار نیابی

در خیل سگان در او بار نیابی

گر باز شکافی دل صد پاره ما را

صد داغ بلا یابی و آزار نیابی

گر همچو صبا عرصه آفاق بگردی

در روضه او یک گل بی خار نیابی

عشقت بسوی دوست عنان میکشد ای دل

بشتاب، که لایقتر از این کار نیابی

دریاب دمی شاهی دلخسته خود را

ترسم که بجوییش و دگر بار نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی
  2. شمارهٔ ۱۶۹دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
  3. شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی
  4. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
  5. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
  6. شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری
  7. شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
  8. شمارهٔ ۱۷۵دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.