پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟

سری به خواب خوش، افسانهٔ که می‌پرسی؟

اسیر سلسله تست عالمی، لیکن

تو حالت دل دیوانهٔ که می‌پرسی؟

مگو که یار دگر خانه ساخت در دل تو

کدام یار؟ چه دل؟ خانهٔ که می‌پرسی؟

تو گنج حسنی و اهل نیاز منتظرند

که ره به کلبهٔ ویرانهٔ که می‌پرسی؟

نه حد ماست تمنای بزم او، شاهی

سخن ز ساغر و پیمانهٔ که می‌پرسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷مرا دلی است بدان زلف تابدار یکی
  2. شمارهٔ ۱۷۸ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی
  3. شمارهٔ ۱۷۹مرا اگر چه ببینی و رو بگردانی
  4. شمارهٔ ۱۸۰ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی
  5. شمارهٔ ۱۸۱ - در باب بار ندادن بایسنقر به وی در مجلسیای که در بزم طرب جام دمادم می‌زنی
  6. شمارهٔ ۱۸۲ - استقبال از کمال خجندیدولت وصلش میسر کی شود بی‌جست‌و‌جوی؟
  7. شمارهٔ ۱۸۳خال که بر عارض مهوش نهی
  8. شمارهٔ ۱۸۴چه حالتست که از حال من نمی‌پرسی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.