پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

خال که بر عارض مهوش نهی

داغ بر این جان بلاکش نهی

دل که ز عشاق پریشان بری

در شکن زلف مشوش نهی

گر دل خوش می‌طلبی، زینهار

کوش که دل بر خوش و ناخوش نهی

خط رخت مایه دیوانگی‌ست

راست چو عنبر که بر آتش نهی

شاهی، اگر هست دلی، زینهار

در ره خوبان پریوش نهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵چه شوخیست که در چشم پر فتن داری؟
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.