پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲ - استقبال از کمال خجندی

دولت وصلش میسر کی شود بی‌جست‌و‌جوی؟

گر وصال کعبه می‌خواهی سخن در راه گوی

باغ گو عشرتگه مرغان فارغبال باش

ما گرفتاران به زندان قفس کردیم خوی

از فغان زار من گشته رفیقان دردمند

وز دل بیمار من مانده طبیبان چاره جوی

جویها بر روی من پیدا شد از سیلاب اشک

ای بکویت آبروی دردمندان آب جوی

یار اگر برگشت، شاهی در وفا یکروی باش

کاندر این بستان‌سرا هستند رعنایان دوروی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴چه حالتست که از حال من نمی‌پرسی؟
  2. شمارهٔ ۱۸۵چه شوخیست که در چشم پر فتن داری؟
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.