پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی

ز ناز و عیش بگذشتی، به داغ و درد خو کردی

پس از عمری بدست یار دادی ای فلک دستم

کرم کردی، ولی وقتی که از خاکم سبو کردی

به جانی وصل جانان گر خریدی شاد باش ای دل

چه آسان یافتی نقدی که عمری جستجو کردی

دلا دنبال آن چشم سیه دیگر چه می‌گردی؟

گر از هستی متاعی داشتی، در کار او کردی

به خون دیده رنگین ساختی رخساره شاهی

به آخر در میان عاشقانش سرخ‌رو کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
  2. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
  3. شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری
  4. شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
  5. شمارهٔ ۱۷۵دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟
  6. شمارهٔ ۱۷۶از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون می‌کشی
  7. شمارهٔ ۱۷۷مرا دلی است بدان زلف تابدار یکی
  8. شمارهٔ ۱۷۸ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.