پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی

گوی توفیق ز میدان سعادت بردی

هر سیه نامه که بیمار شد از چشم خوشت

نشنیدیم که نامش به عیادت بردی

دلبری شیوه و بیگانه شدن عادت تست

دل عشاق بدین شیوه و عادت بردی

نرد خوبی به تو می باخت مه از کم بازی

تا چه منصوبه نمودی که زیادت بردی

پیش ابروی بتان جمله قضا کن شاهی

روزگاری که به محراب عبادت بردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی
  2. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
  3. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
  4. شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری
  5. شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
  6. شمارهٔ ۱۷۵دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟
  7. شمارهٔ ۱۷۶از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون می‌کشی
  8. شمارهٔ ۱۷۷مرا دلی است بدان زلف تابدار یکی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.