پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

دلا تا ذوق هجران در نیابی

ز باغ وصل جانان بر نیابی

اگر در راه جانان جان ببازی

تمنای دل از دلبر نیابی

برغم من مکش بر دیگران تیغ

که چون من کشتنی دیگر نیابی

هوس داری چو شمع این سوز، لیکن

گر این سررشته یابی، سر نیابی

متاب از کوی جانان روی، شاهی

اگر یابی مرادی ور نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
  2. شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی
  3. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
  4. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
  5. شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری
  6. شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
  7. شمارهٔ ۱۷۵دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟
  8. شمارهٔ ۱۷۶از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون می‌کشی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.