پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

اگر زلف تو خم در خم نبودی

مرا حال این چنین در هم نبودی

غمی دارم ز زلفت یادگاری

بلا بودی اگر این هم نبودی

کجا رفت آنکه در خلوتگه راز

به جز ما و تو کس محرم نبودی

غم از جور رقیبان است در عشق

اگر از یار بودی، غم نبودی

رهایی جستی از بند تو شاهی

بنای عشق اگر محکم نبودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
  2. شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری
  3. شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
  4. شمارهٔ ۱۷۵دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟
  5. شمارهٔ ۱۷۶از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون می‌کشی
  6. شمارهٔ ۱۷۷مرا دلی است بدان زلف تابدار یکی
  7. شمارهٔ ۱۷۸ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی
  8. شمارهٔ ۱۷۹مرا اگر چه ببینی و رو بگردانی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.