پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدی

زهی روی تو روشن آفتابی

خطت بر لاله از سنبل نقابی

میانت را که می‌دیدیم و آن چشم

تو پنداری خیالی بود و خوابی

شراب عاشقی تا نوش کردم

به آسایش نخوردم دیگر آبی

غم زلف و رخت را شرح دادن

شبی باید دراز و ماهتابی

شبی در کلبه تاریک شاهی

قدم نه همچو گنجی در خرابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷دلا تا ذوق هجران در نیابی
  2. شمارهٔ ۱۶۸ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی
  3. شمارهٔ ۱۶۹دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
  4. شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی
  5. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
  6. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
  7. شمارهٔ ۱۷۳با اهل وفا ز هر چه داری
  8. شمارهٔ ۱۷۴مرا کشتی، متاب آن گوشه ابرو به عیاری
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.