پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم

گر جام باده نیست، به خون جگر خوشیم

سامان ما مجو، که در این غصه شاکریم

تدبیر ما مکن، که چنین بیخبر خوشیم

خون خورده ایم دوش و خرابیم بامداد

دیگر مده شراب دمادم، که سر خوشیم

جان از برای تحفه جانان بود عزیز

غافل گمان برد که بدین مختصر خوشیم

شاهی، مقام قرب و کرامت رقیب راست

ما را که رانده اند، ز بیرون در خوشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
  2. شمارهٔ ۱۳۸ما را غمی است از تو که گفتن نمی‌توان
  3. شمارهٔ ۱۳۹مرا چشمی است از لعل تو در خون جگر پنهان
  4. شمارهٔ ۱۴۰ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
  5. شمارهٔ ۱۴۱چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفه «کن »
  6. شمارهٔ ۱۴۲تا خط تو برطرف مه آورد شبیخون
  7. شمارهٔ ۱۴۳بر طرف مهت غالیه خم به خم است این
  8. شمارهٔ ۱۴۴باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنین
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.