پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

بر طرف مهت غالیه خم به خم است این

یا بر ورق لاله ز سنبل رقم است این؟

گفتی که: فلان هم ز سگانست در این کوی

ای من سگ کوی تو، چه لطف و کرم است این

عمری به سر این مرحله پیمودم و آخر

از بادیه عشق تو اول قدم است این

بی چاشنی غم نبود شربت راحت

می نوش، که در کاسه دوران بهم است این

چون میکشی آخر سخنی زان دهن تنگ

کاین قافله را توشه راه عدم است این

شاهی که اسیرست بدان غمزه خونریز

خونش نتوان ریخت، که صید حرم است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او
  2. شمارهٔ ۱۴۶عیسی دم است یار و دلم ناتوان از او
  3. شمارهٔ ۱۴۷ای غنچه را خون در جگر، از لعل رنگ‌آمیز تو
  4. شمارهٔ ۱۴۸ای در درون خسته نشان خدنگ تو
  5. شمارهٔ ۱۴۹رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو
  6. شمارهٔ ۱۵۰ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
  7. شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندیزهی از خطت نرخ عنبر شکسته
  8. شمارهٔ ۱۵۲منم با درد همزانو نشسته
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.