پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندی

زهی از خطت نرخ عنبر شکسته

قدت سرو را دست بر چوب بسته

غباریست خطت نشسته بر آن لب

بلی، خط یاقوت باشد نشسته

ز خرمای وصل تو ذوقی نیابند

کسانی که از خار گردند خسته

دلم بسته شد در شکنهای زلفت

از آنروی گشتم چنین دلشکسته

تو جایی که باشی، که باشند خوبان؟

ز خاشاک با گل نبندند دسته

در این باغ، روزی که نارسته بودم

چو لاله نبودم ز داغ تو رسته

دل شاهی از زلف خوبان هراسد

چو آهوی از دام صیاد جسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳مائیم و دلی ز دست رفته
  2. شمارهٔ ۱۵۴ساقیا، لطفی بکن جامی بده
  3. شمارهٔ ۱۵۵من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
  4. شمارهٔ ۱۵۶زهی عشقت آتش بجان در زده
  5. شمارهٔ ۱۵۷ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
  6. شمارهٔ ۱۵۸ - استقبال از سعدیای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
  7. شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندیای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
  8. شمارهٔ ۱۶۰تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.