پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندی

ای بهر قتل ما زده بر ابروان گره

بگشا به خنده آن لب و از ابرو آن گره

سوسن که با دهان تو از غنچه لاف زد

از خجلتش فتاده نگر بر زبان گره

مشاطه را ز طره او دست کوته است

جعد بنفشه را نزند باغبان گره

چون گل زری که هست به می گر دهی بباد

به زانکه غنچه وار زنی بر میان گره

شبها چو چنگ ناله شاهی ز زلف اوست

زانش فتاده است به رگهای جان گره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی
  2. شمارهٔ ۱۶۲تا گشودی دو زلف عنبرسای
  3. شمارهٔ ۱۶۳ای که با طرّه پرچین و شکست آمده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۶۴ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانه‌ای
  5. شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدیزهی روی تو روشن آفتابی
  6. شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندیتا دل به غم عشق گرفتار نیابی
  7. شمارهٔ ۱۶۷دلا تا ذوق هجران در نیابی
  8. شمارهٔ ۱۶۸ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.