پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

ای که با طرّه پرچین و شکست آمده‌ای

چشم بد دور، که آشفته و مست آمده‌ای

همچو گل رخت نیفکنده مکن عزم سفر

بنشین، چون بر ارباب نشست آمده‌ای

کرده‌ای نسبت بالاش به طوبی، هیهات

برو ای خواجه، که با همت پست آمده‌ای

دامن چون تو نگاری ز کف آسان ندهم

که به خونابه بسیار به دست آمده‌ای

شاهی از عمر ابد یافته‌ای بهره، که تو

کشته آن دو لب باده‌پرست آمده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدیزهی روی تو روشن آفتابی
  2. شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندیتا دل به غم عشق گرفتار نیابی
  3. شمارهٔ ۱۶۷دلا تا ذوق هجران در نیابی
  4. شمارهٔ ۱۶۸ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی
  5. شمارهٔ ۱۶۹دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
  6. شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی
  7. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
  8. شمارهٔ ۱۷۲دلا از مردمی بویی نداری
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.