پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

تا گشودی دو زلف عنبرسای

باد شد عود سوز و نافه گشای

جای ما کوی تست، جور مکن

که بدینها نمیرویم از جای

بتماشا چو سرو قامت یار

بر لب جوی شد قدح پیمای

بنگر در هوای آن لب لعل

گشته چشم پیاله خون پالای

نرگس مست را فکند از چشم

چمن از ساقیان بزم آرای

هر که را پیر عقل شد رهزن

قول مطرب نگشت راهنمای

سخن از زلف او مگو شاهی

تا نیفتد سراسر اندر پای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانه‌ای
  2. شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدیزهی روی تو روشن آفتابی
  3. شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندیتا دل به غم عشق گرفتار نیابی
  4. شمارهٔ ۱۶۷دلا تا ذوق هجران در نیابی
  5. شمارهٔ ۱۶۸ای دل، ار پی به سر کوی ارادت بردی
  6. شمارهٔ ۱۶۹دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
  7. شمارهٔ ۱۷۰اگر زلف تو خم در خم نبودی
  8. شمارهٔ ۱۷۱لب شیرین شکرخند داری
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.