پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

زهی عشقت آتش بجان در زده

خطت کار خلقی بهم بر زده

چه ما را به سنگ جفا میزنی

قدح با حریفان دیگر زده؟

رخت نانوشته خط سبز خویش

گل آتش در اوراق دفتر زده

چو من در خمار می لعل تو

سبو را نگر دست بر سر زده

گرو برده شاهی ز اقران به شعر

چو با اوستادان برابر زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸ - استقبال از سعدیای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
  2. شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندیای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
  3. شمارهٔ ۱۶۰تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره
  4. شمارهٔ ۱۶۱عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی
  5. شمارهٔ ۱۶۲تا گشودی دو زلف عنبرسای
  6. شمارهٔ ۱۶۳ای که با طرّه پرچین و شکست آمده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۶۴ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانه‌ای
  8. شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدیزهی روی تو روشن آفتابی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.