پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده

ما ز اندوه میان تو خیالی مانده

دل مهجور من از مویه چو مویی گشته

تن رنجور من از ناله چو نالی مانده

به تمنای دهان تو همه عمر گذشت

وز تو ماراست همین فکر محالی مانده

لعلت از گوهر کانیست نشانی داده

رویت از نسخه مانیست مثالی مانده

رانده شاهی ز غمت اشک چو پروین هر دم

هر کجا از سم اسب تو هلالی مانده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندیای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
  2. شمارهٔ ۱۶۰تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره
  3. شمارهٔ ۱۶۱عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی
  4. شمارهٔ ۱۶۲تا گشودی دو زلف عنبرسای
  5. شمارهٔ ۱۶۳ای که با طرّه پرچین و شکست آمده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۶۴ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانه‌ای
  7. شمارهٔ ۱۶۵ - استقبال از سعدیزهی روی تو روشن آفتابی
  8. شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندیتا دل به غم عشق گرفتار نیابی
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.