پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

مائیم و دلی ز دست رفته

در پای فتاده، پست رفته

در کوی تو پارسا رسیده

وز پیش تو بت پرست رفته

ز افتاده دل منت چه خیزد

قلبی به هزار دست رفته؟

مائیم ز دست دل در این کوی

هشیار رسیده، مست رفته

امید قرار نیست شاهی

از صبر دلی که هست رفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
  2. شمارهٔ ۱۵۶زهی عشقت آتش بجان در زده
  3. شمارهٔ ۱۵۷ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
  4. شمارهٔ ۱۵۸ - استقبال از سعدیای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
  5. شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندیای بهر قتل ما زده بر ابروان گره
  6. شمارهٔ ۱۶۰تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره
  7. شمارهٔ ۱۶۱عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی
  8. شمارهٔ ۱۶۲تا گشودی دو زلف عنبرسای
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.