پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

ای در درون خسته نشان خدنگ تو

جانم جراحت از مژه تیز چنگ تو

گر لطف می‌نمایی وگر تیغ می‌زنی

گردن نهاده‌ام چو اسیران به جنگ تو

ما خود فتاده‌ایم، ز ما برمدار دل

ای خاکسار گشته سر ما به سنگ تو

ای تازه گل که رشک بهارست عارضت

خالی مباد این چمن از آب و رنگ تو

شاهی، ز ننگ بود که نامت نبرد یار

آری، حجاب راه تو شد نام و ننگ تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
  2. شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندیزهی از خطت نرخ عنبر شکسته
  3. شمارهٔ ۱۵۲منم با درد همزانو نشسته
  4. شمارهٔ ۱۵۳مائیم و دلی ز دست رفته
  5. شمارهٔ ۱۵۴ساقیا، لطفی بکن جامی بده
  6. شمارهٔ ۱۵۵من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
  7. شمارهٔ ۱۵۶زهی عشقت آتش بجان در زده
  8. شمارهٔ ۱۵۷ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.