پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو

به خنده لعل تو نقل و شراب شد هر دو

چو دور شد لب و چشم توام ز پیش نظر

ز دیده و دلم آرام و خواب شد هر دو

متاع صبر و سلامت که داشتم زین پیش

فدای نغمه چنگ و رباب شد هر دو

ز بسکه سیل دمادم ز دل به دیده رسید

ببین که خانه چشمم خراب شد هر دو

دل شکسته و جانی که بود شاهی را

در آن سلاسل پر پیچ و تاب شد هر دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندیزهی از خطت نرخ عنبر شکسته
  2. شمارهٔ ۱۵۲منم با درد همزانو نشسته
  3. شمارهٔ ۱۵۳مائیم و دلی ز دست رفته
  4. شمارهٔ ۱۵۴ساقیا، لطفی بکن جامی بده
  5. شمارهٔ ۱۵۵من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
  6. شمارهٔ ۱۵۶زهی عشقت آتش بجان در زده
  7. شمارهٔ ۱۵۷ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
  8. شمارهٔ ۱۵۸ - استقبال از سعدیای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.