پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

ای غنچه را خون در جگر، از لعل رنگ‌آمیز تو

عشاق را جان در خطر، از صلح جنگ‌آمیز تو

رویت مه ناکاسته، خط سبزه نوخاسته

شکل غریب آراسته، نقاش رنگ‌آمیز تو

گفتی: گل وصلی دهم، خاری ندیدم از تو هم

ای دور از آیین کرم، لطف درنگ‌آمیز تو

گاهی زنی سنگ جفا، گه طعن و دشنام از قفا

باد است و گل دیوانه را، دشنام سنگ‌آمیز تو

شاهی برو زین آستان، از در چو راندت دلستان

خود عار می‌دارد جهان، از نام ننگ‌آمیز تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو
  2. شمارهٔ ۱۵۰ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
  3. شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندیزهی از خطت نرخ عنبر شکسته
  4. شمارهٔ ۱۵۲منم با درد همزانو نشسته
  5. شمارهٔ ۱۵۳مائیم و دلی ز دست رفته
  6. شمارهٔ ۱۵۴ساقیا، لطفی بکن جامی بده
  7. شمارهٔ ۱۵۵من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
  8. شمارهٔ ۱۵۶زهی عشقت آتش بجان در زده
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.